عبد الصبور شاهين ( مترجم : سيد حسين سيدى )

127

تاريخ القرآن ( تاريخ قرآن ) ( فارسى )

بيش متكى نيست و مصحفى كه عثمان آن را فرستاده است ، همان نسخه‌اى است كه ابو بكر از سينهء حافظان و از شاخه‌هاى درخت خرما و سنگهاى پهن و نازك ، برگرفته است كه در روزگار پيامبر [ ص ] نوشته شده بود و زيد هم به تنهايى دست به اين كار نزده است و گروه زيادى از اصحاب در آن شركت داشته‌اند ، و همهء مسلمانان بر آن اجماع كرده‌اند ، ابتدا با خرسندى « 1 » و سپس براى حفظ وحدت امّت موافقت نمود . بدين ترتيب موافقت تمامى امّت با مصحف عثمان ، به اتمام رسيد و حتى مصعب بن سعد مىگفت : « وقتى كه عثمان مصحفها را سوزاند مردم زيادى را ، درك كردم . پس از اينان در خصوص كار عثمان ، اظهار شگفتى كردم . مصعب [ در ادامه ] مىگويد : ولى هيچ كس از آنان ، منكر كار عثمان نشدند « 2 » . على [ ع ] هم در اين باره گفت : « اگر عثمان اين كار را نمىكرد ، من به آن اقدام مىكردم . وقتى على [ ع ] به كوفه رسيد ، مردى برخاست و بر كار عثمان در گرد آورى مصحف ايراد گرفت ولى على [ ع ] بانگ برآورد و گفت : ساكت باش ! وى هر چه كرد با مشورت ما كرد ، اگر من به جاى او بودم هم ، چنين مىكردم » « 3 » . برخى شبهه‌ها در ضمن خبرهايى كه روايت شده است ، بر كارى كه به دست عثمان صورت گرفت ، شبهاتى وارد شده است . از جملهء اين خبرها ، خبرى است كه ابن خالويه روايت كرده است كه قرائت ابن عباس در آيه 23 سورهء اسراء ( 17 ) « و وصّى ربّك » به جاى « وَ قَضى رَبُّكَ » بوده است . ابن عباس مىگفت : « واو » به « صاد » چسبيده شده است « 4 » . ديگر خبرى است كه از يحيى بن يعمر و عكرمه ، بندهء آزاد شدهء ابن عباس ، از عثمان روايت شده است كه مصحفها وقتى نسخه‌بردارى شد ، بر وى عرضه گشت و در آن حروفى از لحن يافت و گفت : « رهايش كنيد كه عرب آن را اصلاح خواهد كرد و يا به زبان خود ، عربى خواهد گرداند » « 5 » .

--> ( 1 ) ابن ابى داوود السجستانى ، المصاحف ، ص 18 . ( 2 ) همان ، ج 1 ، ص 12 . ( 3 ) ابن اثير ، الكامل ، ج 3 ، حوادث سال سىام . ( 4 ) ابن خالويه ، المختصر من كتاب البديع ، ص 75 . ( 5 ) ابو عمرو الدانى ، المقنع ، ص 115 .